خرید بک لینک

بعد از مدت ها احساس خوشحالی میکنم چون قراره شام کتلت بخورم

از صب که بیدار شدم چیزی نخوردم که بتونم تا زیر چشمام کتلت بخورم و نترکم

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:32

کاش میشد فقط برای یک رور آدم بتونه همه ی درگیری های ذهنی و فکر و خیال هاش روپاک کنهتوقع زیادی هم ندارما واسه ی همین میگم فقط ۱ روزاین روزا بیشتر از هرچیزی فکرم بهم ریختس و دارم تا جایی که میتونم از سر

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:32

همیشه به تمییزی اهمیت زیادی میدادم و شاید بشه گفت یه حالت وسواس گونه داشتم

حتی قبل از کرونا و این چیزا

واسه ی همین همیشه ژل ضدعفونی و دستکش میخریدم و میذاشتم توی خونه

اخرین باری که ژل ضدعفونی خریدم یه مدل خفن و خیلی خوب رو فروشنده بهم

پیشنهاد داد که حجمش خیلی زیاد بود و قیمتش هم حدودا ۶۵ بود و منم خریدمش

بعدداز این قضیه کرونا انگار این مدل اصلا پیدا نمیشه و نهایتا اگه جایی داشته باشه

قیمتش حدودا ۲۰۰ هزار تومن شده

فک کنم تنها بُردی که توی زندگیم حاصل شد همین باشه

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:32

خیلی سعی میکنم نشون ندم چقد کم آوردم اما انگار اونقدرا هم که فکر میکنم بازیگرخوبی نیستم دلم خیلی تنگ شده واسه ۱۷ ۱۸ سالگیماون زمانی که فکر میکردم نه تنها زندگی بلکه دنیا رو میتونم تغییر بدم :)))عحب آد

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:32

این روزا حتی نمیتونم چیزایی که اتفاق میوفته رو بنویسم چون نمیخوام فکر کنم

قبل از خواب پادکست گوش میدم

خوبه

باعث میشه ذهنم فقط دنبال حرف گوینده بره و پرت مشکلات خودم نشه وگرنه این

افکار هرشب تا صبح من رو میخورد

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:32

یه وقتایی آدما میدونن انجام دادن یه سری کارا خطرناکه اما بازم انجامش میدنولی این انجام دادنه به این معنی نیست که از خطرش ترسی ندارن یا اگه مشکلی پیشبیاد واسشون اینطور بوده که خودشون دلشون خواسته وگرنه

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:32

زخمای دست راست و مچ پام تا میان خوب بشن و اون لایه جدید میاد روی پوست

بلند میکنم اون لایه رو و باز دوباره زخم تازه میشه

باید با پارچه ای چیزی ببندم روی زخم ها رو که هی دست نزنم بهشون

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:32

دلم یه روستای خلوت و سرسبز میخواد

خسته شدم از شلوغی شهر و آدما

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:32

بچه بودم مامانم همیشه سعی میکرد من رو آدم قانعی بار بیارهن که زیاده خواه بوده باشم توی بچگی اتفاقا چون توی محیط سطح پایینی بودیم اصن چیزی نمیدیدم دست دیگران که بگماین رو میخوام اون رو میخوام و پرتوقع

برچسب: نویسنده: محمد رجبی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:32

صفحه بندی